*

به عروس ُ دوماد مي گم باهم حرف بزنين ...

دوماد به عروس مي گه : حالت خوبه ؟ 

دوماد :) عروس :)) من :| 

عروس به دوماده مي گه : ديشب رقصيدي ؟ پسردايي هاتم رقصيدن ؟ بعد همينجوري داش ادامه مي داد كه اگه مي زاشم كل ِ فك ُ فاميل ُ يكي يكي اسم مي برد گفتم بسه ُ از اتاق زدم بيرون :دي

اون عروسي كه رفتم دوماد يه معلوليتي تو دستش داشت عروسم يكمي چشمش مشكل داش ... !

كلاً ولي خوش ميگذره فيلمبرداري عروسي براي مايي كه سالي يه بارم عروسي نمي ريم :|